یـ ـک فنجـ ـ ـان عشـ ـ ـق

فـ ـ ـراز هایی از یـ ـ ـک زندگی مـ ـ ـه آلـ ـ ـود

ماه ها پیش

 

غنیمتی یافتم

دو چشم معصومانه مست

در قاب یک تصویر

یک عکس قدیمی که حتی "تو"

نمیدانی دیدمش

یک غنمیت ناب که من

با هر بار دیدنش

به شوق می آیم . .

یک غنیمت شیرین و دوست داشتنی. . .

 


پ.ن:این وب برام خیلی ارزش داشت. . .یه یادگاری ارزشمند از تمام روزهای خیس. . .اما نگار مجبورم برم. . .خیلی خستم. . .خدا من هربار اشتباه میکنم. . .من همیشه میشکنم. . .آدمای این دنیا همیشه منفعت هاشون به ضرر منه. . .و فقط خودشونو میبینن تنها خودشونو. . .
پ.ن:غریب آشنای من نوشتن برای تو رو ادامه میدم توی یه وب دیگه. . .اذیتم میکنن. . .خستم

بعد نوشت:کسی اگر دلش خواست نوشته هامو دنبال کنه وب جدیدم هست. . .

 

سه شنبه 1392/10/24| 19 |غـــریـــب آشنــــا| |

تک تک کاغذ های دور و برم

نام تو را یدک میکشند

با هر خطی باشد

نامت را نوشته ام

نستعلیق شکسته نسخ. . .

و هر متن عاشقانه ای

با نام تو آغاز می شود. . .

تنها با نام تو . . .




سه شنبه 1392/10/24| 13 |غـــریـــب آشنــــا| |

دلم که میگیرد

روی بخار شیشه

اسمت را می نویسم

زل میزنم به آسمان ترانه هایم

شاید صدای گنگ تو در گوشهایم تکرار شود

دلم که هوایت را میکند

هیچ هوایی جز تو

نفس نفس زدن هایم را نمی فهمد

و تنها منم که سالهاست

هنوز که هنوزه

برایت نگران است. . .


پ.ن:آهنگ بغض مرتضی پاشایی. . .تقدیم شده به بنیامین بهادری. . .نبود عشق خیلی سخته. . .خدا زنشو بیامورزه

پ.ن:امروز یکمی اکتیو شدم درس میخونم. . .آفـــــــــــرین به خودم. . .

سه شنبه 1392/10/24| 12 |غـــریـــب آشنــــا| |

برای فراموش کردن نگاهت باید

شبها با چراغ روشن بخوابم

هرگز آسمان شب را نبینم

و گاه گاهی چشمم را ببندم

میدانی

نمیشود. . .

نگاه تو را حتی قلم هم تکرار میکند

و من چگونه با چشمان بسته بنویسم؟

آن دو گوی سیاه جادویی

از سرنوشت من

جدا نمیشوند هرگز. . .



پ.ن:اعصابم سر این وضعیت انتخاب واحد داغونه. . .برنامه درسیمم مونده. . .کلا عزیزدل شدم من. . .

دوشنبه 1392/10/23| 19 |غـــریـــب آشنــــا| |

نمیدانم نام تو چرا انقدر گیراست

که هنوز هم ورد زبانم است

گاه اشتباهی کسی را با نام تو صدا میزنم

گاه و بی گاه کاغذی بر میدارم

به یاد همان نقاشی های گنگ قدیمی

نامت را زندانی یک قلب میکنم. . .

نمیدانم چرا هنوز که هنوز است

نام تو هر حرفش

برای من هزاران معنا دارد. . .



پ.ن:در تعطیلات به سر میبرم. . .امشب انتخاب واحده. . .بنده باید برا کنکور بخونم مثلا. . .من همیشه خسته. . .
پ.ن:چندتا از اون نقاشی قدیمیا تو کمد یافت شد. . .نمیدونم اما دلگیر بود. . .

یکشنبه 1392/10/22| 21 |غـــریـــب آشنــــا| |

می ترسیدم

می ترسیدم بگویم "دوس. . ."

آنگاه همان سکوت

همان اسم را

همان دل خوشی کوچک را از دلم بگیری

خواستم بگویم"مبارک. . ."

ترسیدم حتی این اشکها را بگیری

من همیشه از تو ترسیدم

حتی آن دورهای دور

وقتی آرام در گوش قاصدک آرزو میکردم نـ ـ ـری!!

هنوز هم می ترسم

با تمام نبودن هایت

باز من می ترسم

از نداشتن یک خط خشک و خالی. . .



پ.ن:هیچ چیز برای گفتن نیست. . .من یک رازم. . .

شنبه 1392/10/21| 22 |غـــریـــب آشنــــا| |

هیجان یعنی اینکه

تو باشی

برف باشد

و قدم های آرامت

دستان مهربانت

مرا همراهی کنند

هیجان یعنی اینکه

تمام این شهر بدانند

من اگر تنهاهم قدم بزنم

هیجان با تو بودن در قدم هایم هست. . .


پ.ن:به به. . .اختتامه هیجان انگیزی بود. . .امتحان خوب بود. . .اتوبوس خراب شد رو پل. . . تو برف وسط اتوبان. . .و من امروز با این اتفاق بهترین روز برفیمو تجربه کردم. . .

شنبه 1392/10/21| 13 |غـــریـــب آشنــــا| |

مهم نیست آغوشت را

با آن قطار قدیمی ببری

مهم نیست لبهایم

در میان این همه فاصله

به لب هایت نرسند

مهم این است که

یادت

هر لحظه مرا آرام میکند

و آن دو چشم معصومانه ات

مراقبم هست. . .



پ.ن: دارم مثلا درس می خونم. . .فردا آخریشه. . .بیبیب هورا
پ.ن: انقدر گم شدی که حتی پشت فاصله هاهم پیدات نمیکنم. . .


?Co?Ti?ue?
جمعه 1392/10/20| 15 |غـــریـــب آشنــــا| |

آدم های این شهر تیره

مانند هوایش

گاه آنقدر آلوده اند

که نگاهشان

نفس را از آدم میگرد

آدمهای این شهر گاه

یادشان میرود

خداییم هست

که در همین نزدیکی ست. . .



پ.ن: بعضی حقیقت ها خیلی تلخن. . .و وقتی آدم با این حقیقت ها مواجه میشه. . .حالش از آدمیت این شکلی. . .بهم میخورده. . .شوکم. . .بهم ریختم. . .وای چقدر گاهی زندگی زشته. .

جمعه 1392/10/20| 13 |غـــریـــب آشنــــا| |

این اشکها

تاوان

بیست سال اشتباه است

این اشک ها که امشب

مرا در آغوش دارند

تاوان تمام روزهاییست

که به یادت سر کردم

و یک کلمه چهارحرفی را

تکرار کردم

تکرار. . .



پ.ن:بعضی از نوشتها. . .نقاشی ها. . .مایه عذابن عذاب. . .و بخاطر ضعف اراده پاره نمیشن. . .

پنجشنبه 1392/10/19| 21 |غـــریـــب آشنــــا| |

گاه گاهی

تنها پناه دلتنگی هایم

همان جعبه کادو باز نشده است

کادوی تولدی که

آینه دق شد. . .

همان جعبه کادویی

همان پوشال ها

و تاریخ تولدی

که تبریک مرا تا ابد

کم داشت. . .



پ.ن:یه سری وسایل دور انداختنی نیستن. . .مورد استفاده ام قرار نمیگیرن. . . فقط تبدیل میشن به آیینه دق

پنجشنبه 1392/10/19| 13 |غـــریـــب آشنــــا| |

شانه هایت کو؟؟؟

امشب به اندازه یک عمر

دلم هوای تو را کرده ست

همان سرمای دل انگیز

همان گونه های سرخ

و باز هم شانه های ستبر مردانه ی تو. . .

شانه هایت کو؟؟

میخواهم تمام دلتنگی هایم را

روی شانه های مردانه ات

جا بگذارم. . .



پ.ن:دوهفته امتحان تموم شد. . .و آخریش مونده. . .خستم. . .
پ.ن:امروز برای من پر از انرژی منفی بود اصلا یه وضعیتی بودا. . .

چهارشنبه 1392/10/18| 22 |غـــریـــب آشنــــا| |

دنیـــــــــا

دنیای آدمهای تکراری ست

دور میزند

می چرخد

 و من باز هم تو را میبینم

تو تکرار میشوی در خیابان هایی که حتی

در آنها قدم نزده ای

تو تکرار میشوی هر صبح در من

مانند خورشیدی قلبم را

آفتابی میکنی

و من می چرخم با این زمین خاکی

به امید دیدن آدمهای تکراری

تا تو یکی از آنها باشی



پ.ن: ساعت دقیق 10:44 . . .من هنوز درس نخوندم. . .

سه شنبه 1392/10/17| 22 |غـــریـــب آشنــــا| |

شادی این چند روزه را

تنها با تو تقسیم میکنم

تویی که نه صدایم میشنوی

نه نگاهم میبینی

اما من برای "تو" مینویسم

حتی اگر آن دور های دور

نگاهت رنگ غریبگی به خود گرفته باشد. . .

باز هم آشنا ترین منی. . .

و شادی این روزهایم را

تنها با تو قسمت میکنم. . .



پ.ن:خیلی حالم خوبه. . .امتحانا داره تموم میشه. . .با همه تنبلیم معدلم 18میشه. . .
پ.ن:من عاشق دفتر خریدم یکی عینه بالایی دارم. . .
پ.ن:برای فردا باید بخونم. . .خدایا شکــــــرت. . .

سه شنبه 1392/10/17| 13 |غـــریـــب آشنــــا| |

تو را

بیش از هر آنچه در تصور

قلم جای گیرد

دوست میدارم

تو نغمه ی مستانه ی زندگی منی

و تا ابد عاشق عشق توام

هرچند وصال دور و ناممکن باشد

من از دوست داستنت دست بر نمیدارم

غریبه ترین آشنای من. . .



پ.ن:این تصنیف آدم و خود به خود عاشق میکنه. . . هوای جنون . . امشب حال غریبی دارم

دوشنبه 1392/10/16| 20 |غـــریـــب آشنــــا| |

خیلی حرف ها

خیلی ابهام ها

تا ابد بی جواب خواهند ماند

و گاه گاهی

دلم میخواهد از تمام "تو" های زندگیم

بپرسم: چرا؟؟؟



پ.ن: خوده عزیزدلم انقدر از این نامه های مبهم دارم. . .که یکی باید بیاد ازم بپرسه:چرا؟
پ.م:نابودم فردا امتحان دیگه جدی جدی کم آوردم. . .

دوشنبه 1392/10/16| 19 |غـــریـــب آشنــــا| |

جغرافیای ذهن من

هر روز روی یک نقشه قدیمی

زوم میکند

حست میکنم با چند خیابان تو در تو

با تو قدم میزنم تک تک خاطرات را

و گاه گاهی اگر

سقف احساست چکه کرد

بدان آن دورهای دور

شهر چشمانم بارانی ست. . .


یکشنبه 1392/10/15| 23 |غـــریـــب آشنــــا| |

در همین روزهای یخ زده

قاصدکی یافتم

تا آرزو کنم تو را

تا بازهم قاصدکم

تک تک جاده ها را بپیماید

و به دستان تو

بوسه بزند. . .



پ.ن:داغونم. . .دیشب نخوابیدم. . .خسته ام. . .فردا باز امتحان. . .دلم استراحت میخواااااااد. . .
پ.ن:یخ کردم. . .بخند با لبخند های تو گرم میشم اساسی. . .

یکشنبه 1392/10/15| 13 |غـــریـــب آشنــــا| |

خطی خطی عاشقانه من

طیف رنگ های دلپذیر

من تمام جاده ها را

رنگ میزنم

سفید,زرد,مشکی

تنها تو مسافر این جاده های خاکی باش

تو بیا از همان دور های دور

بگذار هوای شهرم حتی برای یک روز

بوی نفس های تو را

بگیرد. . .



پ.ن:اندازه ی یک عمر کار دارم. . .همه انجام نشده. . .استرس دارم. . .امروز خودمم رنگی رنگیم. . .

جمعه 1392/10/13| 9 |غـــریـــب آشنــــا| |

مرا آن استعاره های رنگی

در دل جملاتت

عاشق تر میکند

تو تنها نمونه

"سبک هندی"

در زندگی منی. . .

و آن استعاره های رنگی

در دل تک تک بیت های زندگیم

نفس میکشند

عشق لاجوردی میشود

باتو. . .




پ.ن:اراده دارم در حد یه مگس . . .نباید پست بزارم کار دارم ولی باز میام می نویسم. . .
پ.ن:انقده" پر" دوست دارم

چهارشنبه 1392/10/11| 22 |غـــریـــب آشنــــا| |